اصطلاحات
واژهنامه
واژهنامهواژگان صنایع دستی ایران همراه با خط فارسی، آوانگاری و توضیحی کوتاه. اصطلاحات بازرگانی مانند شمار گره در بازارهای مختلف به شکل متفاوتی به کار میروند و این نکته در توضیحات آمده است.
24 اصطلاح
- botehبته
- نقشمایهای اشکشکل با نوکی پیچیده. تعبیرهای گوناگون (سرو، شعله، برگ) وجود دارد و هیچکدام قطعی نیست.
- ترمهفرش ایرانینگاه کنید به: termeh
- gabbehگبه
- قالیای ضخیم و بلندپرز با طرحهای ساده، وابسته به بافندگان عشایری و روستایی فارس.
- گبهنگاه کنید به: qāli
- gelimگلیم
- پارچهای دستبافت بدون پرز که در آن پودهای رنگی طرح را شکل میدهند.
- فرش ایرانینگاه کنید به: jājimنگاه کنید به: qāli
- gerehگره
- واحد پرز در قالی. بافندگان و بازرگانان از شمار گرهها (رج یا در واحد سطح) بهعنوان یکی از سنجههای ریزبافی استفاده میکنند، نه تنها معیار کیفیت.
- فرش ایرانیقالی تبریزنگاه کنید به: rajنگاه کنید به: qāli
- gereh-chiniگرهچینی
- شبکه چوبی متشکل از قطعات هندسی درهمقفلشونده، که در درها، پنجرهها و سقفها به کار میرود.
- خاتمکارینگاه کنید به: khātam
- haft-rangهفترنگ
- فن کاشیکاری که در آن چند رنگ لعاب روی یک کاشی مربعی نقاشی و با هم پخته میشوند؛ بهطور گسترده در بناهای دوره صفوی و پس از آن به کار رفته است.
- کاشی هفترنگنگاه کنید به: moʿarraqنگاه کنید به: kāshi
- jājimجاجیم
- پارچهای سبک و تاربافت که اغلب در نوارهای باریک بافته و به هم دوخته میشود؛ بهعنوان روانداز و ملحفه به کار میرود.
- نگاه کنید به: gelim
- kāshiکاشی
- اصطلاحی عام برای کاشی لعابی سفالین که هم در معماری و هم در تابلوهای تزیینی به کار میرود.
- کاشی هفترنگنگاه کنید به: haft-rang
- khātamخاتم
- معرقی ساختهشده از دستههای میلهای چوب، استخوان و فلز که به برشهای نازک تقسیم و بهصورت الگوهای هندسی ستارهای روی بدنهای چوبی چیده میشوند.
- خاتمکارینگاه کنید به: moʿarraqنگاه کنید به: gereh-chini
- mesمس
- فلزی که بهطور گسترده برای ظروف و اشیای قلمزنیشده به کار میرود؛ اغلب برای استفاده غذایی از درون قلعاندود میشود.
- قلمزنینگاه کنید به: qalam-zani
- moraqqaʿمرقع
- آلبومی صحافیشده که نقاشیها و نمونههای خوشنویسی را، اغلب از هنرمندان مختلف، گرد هم میآورد.
- نگارگری ایرانینستعلیقنگاه کنید به: tazhib
- moʿarraqمعرق
- فنی از معرقکاری که در آن قطعات جداگانهبریدهشده از چوب یا کاشی لعابی در کنار هم چیده میشوند تا طرحی را شکل دهند، برخلاف نقاشی طرح روی یک سطح.
- کاشی هفترنگخاتمکارینگاه کنید به: khātamنگاه کنید به: haft-rang
- nastaʿliqنستعلیق
- خطی خوشنویسانه با خطوط مایل و کشیدگیهای افقی بلند، خط کلاسیک شعر فارسی.
- نستعلیقنگاه کنید به: shekastehنگاه کنید به: qalam
- negārgariنگارگری
- سنت نگارگری نسخههای خطی و مرقعات، که در زبان انگلیسی معمولاً مینیاتور ایرانی خوانده میشود.
- نگارگری ایرانینگاه کنید به: tazhibنگاه کنید به: moraqqaʿ
- ostādاستاد
- عنوانی که به استاد ماهر یک صنعت داده میشود که شاگردان را آموزش میدهد.
- نگاه کنید به: shāgerd
- qalamقلم
- قلم نی تراشیده که برای خوشنویسی به کار میرود؛ زاویه تراش، شکل قلمزدن را تعیین میکند. همین واژه در فلزکاری به معنای قلم حکاکی نیز به کار میرود.
- نستعلیققلمزنینگاه کنید به: nastaʿliq
- qalam-zaniقلمزنی
- کندهکاری و حکاکی روی مس، برنج یا نقره با قلمهای کوچک و چکش.
- قلمزنینگاه کنید به: mes
- qāliقالی
- قالی دستبافت پرزدار، که معمولاً بزرگتر از قالیچه است.
- فرش ایرانیقالی تبریزنگاه کنید به: qālichehنگاه کنید به: gerehنگاه کنید به: gelim
- rajرج
- سنجه بازرگانی چگالی گره، که بهصورت ردیفهای گره در طول معینی (معمولاً ۷ سانتیمتر) شمرده میشود. تعریف آن در بازارهای مختلف متفاوت است.
- قالی تبریزنگاه کنید به: gereh
- shekastehشکسته
- خطی سریعتر و پیوستهتر که از نستعلیق پدید آمد.
- نستعلیقنگاه کنید به: nastaʿliq
- tazhibتذهیب
- تزیین با طلا و رنگ روی صفحات نسخ خطی، حاشیهها و سرلوحها.
- نگارگری ایرانینستعلیقنگاه کنید به: negārgari
- termehترمه
- پارچهای بافتهشده با طرح، بهطور سنتی از پشم یا ابریشم، که بهویژه با یزد شناخته میشود.
- ترمهنگاه کنید به: boteh
Boteh (paisley)
Gabbeh
Kilim (flatweave)
Knot
Gereh-chini (geometric lattice)
Seven-colour tile
Jajim
Glazed tile
Khatam (micro-mosaic inlay)
Copper
Album (muraqqa)
Moarraq (cut-piece inlay)
Nastaliq script
Persian painting (miniature)
Master (ostad)
Reed pen
Qalam-zani (metal engraving)
Pile carpet
Raj (knot row count)
Shekasteh script
Illumination
Termeh
اصطلاحی جا افتاده؟ دانشنامه را ببینید